جان فورد. شاعر سینما. کارگردان و هنرمند بزرگ آمریکایی. خالق هنرمندانه ترین وسترنهای سینمای آمریکا بدلایل زیبایی شناسانه. سینمای فورد با شخصیت پردازی بی نظیر و استفاده از عدسی واید انگل در برداشتهای بلند به منظور انعکاس بصری مانیومنت ولی به گونه ای شاعرانه در حال اسطوره سازی تاریخ آمریکاست.در فیلم دلیجان همه ی عناصر سینمای فورد بلافاصله حضور دارد. دلیجانی که نمادی از جامعه ی آمریکایی ست و برای این که به تمدن برسد باید از میان طبیعت بکر و توحش عبور کند. جامعه ای که بیش و کم متشکل از تبهکاران و مردمی ست که توسط قانون و اخلاقیات به انزوا کشیده شده اند.که بیش و کم داستان تمدن آمریکایی ست که مهاجرانی برای رسیدن به تمدن باید بهای زیستن در توحش را بپردازند.نگاه فورد متاسفانه به سرخ پوستان در این فیلم نژاد پرستانه و عاری از هر گونه ترحمی ست. ولی فیلم پیام خود را منسجم و استوار انتقال می دهد.مردمی که در دلیجان هستند و نماد مردم آمریکایی هستند باید بیاموزند در برابر مشکلات با هم همکاری و همیاری کنند و تمدن آمریکایی را به پیشببرند. فیلم با پیامی خوش بینانه به پایان میرسد. تبهکاران و خلافکاران اگر گناهکارند این گناه تمدن، شهر نشینی و جامعه است. خلافکاران فیلم که با انجام دادن کارهای نیکو به رستگاری رسیده اند می توانند جایی در این آمریکا به حیات خویش ادامه دهند.
مراد صادقی
No comments:
Post a Comment