به گفته ی تارکوفسکی زمانبندی و تدوین در فیلمهایش بر اساس منطق شاعرانه در درون خاطرات، رویاها، ، هذیانها، توهمات و کشفهای شهودی شکل میگیرند و انسجام میپذیرند. به گفته نریمان اسکاکوف در کتابش سینمای تارکوفسکی هزارتوی فضا و زمان آمیزش زمانها جریانی از حال و گذشته و آینده ی در هم تنیده و در هم آمیخته است که در آن مرزی موجودیت آنها را محدودیت نمیبخشد و این بافتار فضا-زمان وابستگی فضا و زمان را به یکدیگر هر چه بیشتر عریانتر و آشکارتر میسازد.در فیلمهای تارکوفسکی نه تنها زمان با تغییر در فضا رخ میدهد بلکه پلی ست که واقعیت را به جهان ذهنی رویاها و خاطرات پیوندمیزند. حضور همزمان فضا-زمانهای متفاوت در یک قاب سینمایی بیانگر دغدغه های فیلمساز در باز تعریفی از زمان است که ماهیتی سوبژکتیو به ساختار این بعد میبخشد و نشانه ها و انگاره های آنرا میتوان هر کجا در کتاب فیلمساز پیکره بندی در زمان کشف و ادراک کرد. با گذشت زمان تارکوفسکی از کودکی ایوان(۱۹۶۲) تا ایثار(۱۹۸۶) از مفهوم خطی زمان که از آموخته های مدرسه تدوین اتحاد جماهیر شوروی و واقعیت گرایی اجتماعی آن است فاصله میگیرد تا به سینمایی دست یابد که منطق زمان و زمانبندی در آن وابسته به کشف شهودی و ناشی از تماسی خلاقانه است.
مراد صادقی