هیچکاک با ساخت قایق نجات به یکی از دغدغه ها و وسواسهای سینمایی خویش میپردازد و آن خلق سینمایی فضایی محدود و تئاتری ست تجربه ای که در طناب(۱۹۴۸) ،ام را به نشانه مرگ بگیر(۱۹۵۴) و پنجره عقبی(۱۹۵۴) تکرار میشود.هیچکاک با محدود ساختن خویش در فضایی بسته قابلیت های سینمایی شدن این فضا را به آزمایش میگذارد.ضرورتن در چنین فضایی تدوین، شخصیت پردازی و تاکید روی گفتگو ها به شکل گیری نهایی اثر منجر میشود. در فیلم قایق نجات هریک از شخصیتها نمادی از حرفه یا طبقه ای در جامعه هست و قایق نمادی از جهانی ست که در آن زندگی میکنیم.هیچکاک در حالی که گوشه چشمی به اقتباس سینمایی اثر ادبی جان اشتاینبک دارد در حال نقد جهانی ست که توسط نیروهای فاشیستی اداره میگردد و این سوال که مسئولیت هر یک از ما در مقابله با چنین جهانی چیست.آیا ما نا خود آگاهانه و نا خواسته به خلق چنین جهانی یاری میرسانیم؟هیچکاک فیلم را با نابودی فاشیسم و نازیسم به پایان میبرد که توسط سرنشینان قایق که نمادی از مردم جهان هستند رخ میدهد. و این سوال در پایان جنگ جهانی دوم که دنیا در برابر ظهور فاشیسم به یک اندازه گناهکار است .
مراد صادقی
No comments:
Post a Comment