کوروساوا در فیلم ریش قرمز بار دیگر به تاثیر پذیری از نویسنده محبوب خویش داستایوفسکی باز میگردد. فیلم با ساختاری اپیزودیک در شکل روایت نمایشگر اندیشه هایی ست که از مدتها پیش سینمای کوروساوا را غنی ساخته اند. مفاهیمی مانند رابطه آموزشی میان آموزگار و شاگرد، درک هستی گرایانه از بحرانهای روانشناسانه و نقدی اجتماعی از فاصله طبقاتی که به ظهور بیماریهای جسمانی و روانی شخصیتها میانجامد فیلم را سرشار میسازد.فیلم به سبب سبک بصری بر خلاف فیلمهای پیشین کوروساوا به تدوین وابستگی کمتری دارد و حضور برداشتهای بلند، شخصیت پردازی دقیق و و نمایش آرمانهای اخلاقگرایانه متاثر از داستایوفسکی به فیلم چهره ای با ثبات و منسجم در حد یک شاهکار میبخشد. فیلم در عین حال بدرود نامه ای ست از همکاری طولانی و خلاقه کوروساوا با بازیگر محبوبش توشیرو میفونه.در پایان بار دیگر اندیشه های چپگرانه کوروساوا مسیر آموزش و درمان بیماریهای اجتماعی، روانی و جسمانی را میان مردم فقیر امکان پذیر میسازد و و شخصیت دکتر جوان فیلم با احترام به سنتهای جامعه ژاپن مسیر انقلابی و رادیکال ریش قرمز را ادامه میدهد.
مراد صادقی
No comments:
Post a Comment