در فیلم هر چه خدا میخواهد داگلاس سیرک بار دیگر به ملودرامی میپردازد که ساختار روایت آن بیانگر یک رابطه عاشقانه است. تاثیرات کارگردان و فیلم روی کارگردانان جوان موج نوی آلمان چون فاسبیندر، وندرس و هرتسوگ انکار ناپذیر است به طوری که فاسبیندر در فیلم علی: ترس روح را میخورد(۱۹۷۴) ادای دینی به سیرک و فیلم او کرده است. راک هادسون ،شغلش و مکانی که او در آن زندگی میکند نماد گرایانه بیانگر طبیعتی ست که زندگی او را احاطه کرده است در برابر فضای سنت گرایانه، مصنوعی و خفقان آوری که زندگی جین وایمن را در فیلم آکنده ساخته است. سیرک در فیلم بار دیگر با تکیه به رنگ آمیزی و استفاده از تاثیرات مستقیم اکسپرسیونیسم آلمان و غیر مستقیم شگرد فاصله گذاری برشت در پی خلق و آفرینش عواطف، احساسات و جهان درونی و سوبژکتیو جین وایمن است.در حالیکه نور و رنگ قرمز بیانگر عشق و میل به رابطه جنسی ست نور و رنگ آبی بیانگر احساس افسردگی و خستگی در برابر فضا و داوری جامعه سنتی و محافظه کارانه آمریکایی ست. در پایان فیلم با رد ارزشهای جامعهی بورژوای آمریکایی به پایان میرسد در حالیکه شخصیتهای زن و مرد داستان وفاداری به عناصر طبیعی را به فضای ساختگی و مصنوعی جامعه ی سنتی ارجحیت میبخشند.
مراد صادقی
No comments:
Post a Comment